|
آن خطاط سه گونه خط نوشت............
|
شــــــــمـــس
ديگران:
يادكرده ها ، نقدها ، ستايش ها
***
{مردم سه دسته اند}،اهل دنيا...اهل آخرت ،اهل حق!
((شبلي)) اهل آخرت است؛ ومولانا {جلال الدين} اهل حق!
و آنچه مراست ، از حضرت مولانا، مرا، و سه كس ديگر را بس است!...
مقربان...از ... آن سه كس، باز پرسيدند
فرمود:
ـــ شيخ صلاح الدين{زركوب} ، و شيخ حسام الدين{چلبي} و مولانا بهاء لدين{فرزند مولانا}
...!
***
منصور{ حلاج } را هنوز ((روح)) تمام جمال ، ننموده بود.
و اگر نه (( اناْ الحق )) ، (من حق هستم) چگونه گفتي؟!...
ـــ اين ((انا))،(من) چيست؟ اين حرف چيست؟!...
اگر از حقيقت حق ، خبر داشتي (منصور حلاج) ، (انا الحق)نگفتي.!
***
شمس خجندي برخاندان{پيامبر} مي گريست.
ـــ مار بر وي مي گريستيم؟!
ـــ يكي به خدا پيوست ، بر وي مي گرييد ، بر خود نمي گرييد؟!
اگر از حال خود واقف بودي ، بر خود مي گريستي .!
***